

مثلث سازی در خانواده زمانی شکل میگیرد که یک زوج یا اعضای خانواده در رابطه خود با یکدیگر دچار استرس، تنش یا تعارض میشوند و نمیتوانند مشکل موجود را به صورت مستقیم حل کنند. در چنین شرایطی، افراد معمولاً به یکی از روشهای زیر واکنش نشان میدهند:
1. مشکل را با یکدیگر در میان میگذارند و تلاش میکنند با گفتوگو به یک نتیجه مشترک برسند.
2. رابطه را قطع میکنند و از یکدیگر جدا میشوند.
3. فرد یا عامل سومی را وارد رابطه میکنند تا تنش موجود کاهش پیدا کند. این حالت میتواند به شکل مثلث سازی در رابطه ایجاد شود و در برخی شرایط با روابط خارج از زناشویی یا خیانت نیز ارتباط پیدا کند.
موضوع مثلث سازی در خانواده و تأثیر آن بر روابط زوجین، توسط سید مصطفی حسینی، مدیر گروه روانشناسی و علوم اعصاب نیک مهر، و دکتر مریم زادبر، مسئول فنی گروه نیک مهر مورد بررسی قرار میگیرد.
مدت زمان مطالعه : 6 دقیقه
در مثلث سازی، معمولاً دو نفر به صورت آشکار یا پنهان با یکدیگر ائتلاف یا اتحاد ایجاد میکنند و شخص سوم در حاشیه قرار میگیرد. برای مثال، ممکن است مادر و فرزند به صورت آشکار یا پنهان در مقابل پدر قرار بگیرند.
این اتحاد ممکن است در کوتاهمدت باعث کاهش تنش میان زوجین شود، اما در واقع تعارض اصلی را حل نمیکند.
مثلث عاطفی به الگوی تکرارشوندهای از تعامل، ارتباط و گفتوگو گفته میشود که در آن سه نفر درگیر هستند. در این حالت، معمولاً دو نفر به یکدیگر نزدیکتر میشوند و نفر سوم در موقعیت حاشیهای قرار میگیرد.
در نظریه بوئن، رابطه دو نفره در شرایط استرس و فشار هیجانی میتواند ناپایدار شود. به همین دلیل، افراد ممکن است برای کاهش تنش، فرد دیگری را وارد رابطه کنند و یک مثلث عاطفی شکل بگیرد.
برای مثال، زمانی که اختلاف میان زن و شوهر از طریق گفتوگو حل نمیشود، ممکن است یکی از آنها توجه خود را به فرد یا موضوع دیگری معطوف کند؛ این فرد میتواند فرزند، یکی از اعضای خانواده، یکی از بستگان، یک مشاور یا حتی فردی خارج از رابطه زناشویی باشد.
در نتیجه، مشکل اصلی زوجین برای مدتی از مرکز توجه خارج میشود، اما همچنان حل نشده باقی میماند.
در خانوادهدرمانی، مثلث سازی میتواند به عنوان الگویی از روابط مورد بررسی قرار گیرد که در آن یک فرد سوم برای کاهش یا منحرف کردن تعارض میان دو نفر وارد رابطه میشود.
برای مثال، زمانی که زن و شوهر نمیتوانند درباره یک موضوع با یکدیگر صحبت کنند، ممکن است فرزند خود را وارد اختلاف کنند. در این حالت، فرزند به جای اینکه صرفاً نقش فرزند را داشته باشد، به بخشی از تعارض والدین تبدیل میشود.
فرد سوم در مثلث سازی میتواند افراد مختلفی باشد؛ از جمله:
* فرزند
* یکی از اعضای خانواده
* پدربزرگ یا مادربزرگ
* خواهر یا برادر
* دوست
* مشاور
* یا فردی خارج از رابطه زناشویی
مثلث سازی معمولاً یک تصمیم کاملاً آگاهانه و منطقی نیست، بلکه میتواند به صورت هیجانی و واکنشی شکل بگیرد. افراد ممکن است بدون اینکه آگاه باشند، برای کاهش فشار و تنش موجود، فرد دیگری را وارد رابطه کنند.
یکی از انواع مثلث سازی زمانی اتفاق میافتد که یکی از زوجین برای فاصله گرفتن از مشکلات و تعارضات موجود در رابطه، با فرد دیگری وارد رابطه عاطفی یا جنسی خارج از رابطه زناشویی شود.
در برخی خانوادهها ممکن است یک مثلث باعث شکلگیری مثلث دیگری شود. برای مثال، اگر مادر با یکی از فرزندان خود مثلث سازی کرده باشد و پدر به حاشیه رانده شود، ممکن است پدر نیز برای مقابله با این شرایط یا کاهش فشار رابطه، وارد یک رابطه فرازناشویی شود.
در چنین شرایطی، مسئله فقط یک رابطه خارج از زناشویی نیست و لازم است الگوی روابط و تعارضات موجود در خانواده نیز بررسی شود. در فرایند مشاوره خانواده، در صورت وجود خیانت، ممکن است بازسازی رابطه زوجین و بررسی عوامل زمینهای نیز مورد توجه قرار گیرد.
در این نوع مثلث سازی، ممکن است فرزند به یکی از والدین نزدیکتر شود و والد دیگر در حاشیه قرار بگیرد.
برای مثال، ممکن است مادر و فرزند ارتباط بسیار نزدیکی پیدا کنند و پدر به تدریج از این رابطه کنار گذاشته شود. گاهی نیز فرزند درگیر تعارض میان والدین میشود و هر دو والد به شکلی در مقابل او قرار میگیرند.
هدف آگاهانهای پشت این رفتارها وجود ندارد، اما ورود فرزند به تعارض والدین میتواند باعث شود که تنش اصلی میان زوجین برای مدتی کاهش پیدا کند.
گاهی مثلث سازی میتواند فراتر از والدین و فرزند شکل بگیرد و کودک با یکی دیگر از اعضای خانواده مانند مادربزرگ، پدربزرگ، دایی یا سایر بستگان وارد یک رابطه مثلثی شود.
در مثلث بین نسلها، یکی از زوجین یا هر دو نفر، والدین خود را وارد رابطه زناشویی میکنند.
برای مثال، ممکن است فرد به جای اینکه درباره اختلاف خود با همسرش مستقیماً صحبت کند، والدین خود را درگیر مشکل کند و از آنها برای حل یا حمایت در برابر همسرش کمک بگیرد.
در صورتی که این الگو به شکل مداوم ادامه پیدا کند، ممکن است مرزهای طبیعی میان رابطه زوجین و خانوادههای اصلی آنها دچار مشکل شود.
آیا مثلث سازی در خانواده همیشه مفید است؟
ممکن است مثلث سازی در کوتاهمدت باعث کاهش تنش میان دو نفر شود، اما کاهش موقت تنش به معنی حل شدن مشکل اصلی نیست. تا زمانی که تعارض اصلی میان افراد مورد بررسی قرار نگیرد، مثلث میتواند به مرور زمان مشکلات بیشتری ایجاد کند.
برخی از مهمترین عوارض مثلث سازی عبارتاند از:
مثلث سازی میتواند در برخی افراد با مشکلاتی مانند افسردگی، پرخاشگری، سردی عاطفی و کاهش رضایت از رابطه همراه شود.
زمانی که فرد سوم دائماً در رابطه زوجین حضور دارد، ممکن است زوجین فرصت کافی برای برقراری ارتباط مستقیم و حل مسئله را پیدا نکنند. در نتیجه، حتی زمانی که رابطه در مسیر بهبود قرار گرفته است، الگوی مثلث سازی میتواند دوباره تعارض را فعال کند.
اگر مشکل اصلی حل نشود، مثلث سازی ممکن است به جای کاهش پایدار تعارض، آن را پیچیدهتر کند و باعث شود مشکلات هیجانی و ارتباطی شدت بیشتری پیدا کنند.
یکی از پیامدهای مهم مثلث سازی این است که توجه افراد را از مسئله اصلی دور میکند. در نتیجه، به جای اینکه زن و شوهر درباره مشکل خود صحبت کنند، انرژی و توجه آنها صرف فرد سوم یا مسئله دیگری میشود.
گاهی زوجین پس از مدتها متوجه میشوند که به جای حل مشکل اصلی، دائماً فرد یا موضوع دیگری را وارد رابطه کردهاند. ادامه این روند میتواند رابطه را به یک بنبست ارتباطی برساند.
در برخی مثلثها، فرد برای حفظ رابطه با اعضای خانواده یا جلوگیری از ایجاد ناراحتی، مجبور میشود برخلاف نیازها و خواستههای خودش رفتار کند.
برای مثال، فردی که با والدین خود مثلث سازی کرده است ممکن است برای ایجاد یک رابطه سالم با همسرش نیاز داشته باشد مرزهای مشخصتری با خانواده اصلی خود ایجاد کند، اما به دلیل وابستگی یا فشار هیجانی نتواند این کار را انجام دهد.
مثلثهای خانوادگی میتوانند بر رشد عاطفی و استقلال افراد نیز تأثیر بگذارند. برای مثال، اگر کودک بیش از حد به مادر وابسته شود و پدر به مرور از رابطه کنار گذاشته شود، ممکن است وابستگی میان مادر و فرزند تقویت شود.
این وابستگی میتواند در مراحل بعدی زندگی نیز ادامه پیدا کند و بر توانایی فرد برای ایجاد روابط مستقل تأثیر بگذارد. در برخی موارد، حتی ممکن است فرد در بزرگسالی هنگام ازدواج یا ایجاد رابطه با همسر خود، همچنان تحت تأثیر رابطه مثلثی با خانواده اصلیاش قرار داشته باشد.
مثلث سازی در خانواده معمولاً تنها یک مشکل میان سه نفر نیست، بلکه میتواند نشانهای از وجود تعارضهای حلنشده در سیستم خانواده باشد. به همین دلیل، در مشاوره خانواده لازم است الگوی ارتباطی اعضای خانواده، نحوه شکلگیری تعارض و نقش هر یک از افراد در این الگو بررسی شود.
هدف از درمان، تنها حذف فرد سوم نیست؛ بلکه باید به زوجین یا اعضای خانواده کمک شود تا بتوانند ارتباط مستقیمتر، مرزهای سالمتر و روشهای مؤثرتری برای حل تعارض ایجاد کنند.
در گروه روانشناسی و علوم اعصاب نیک مهر، موضوعات مرتبط با روابط زوجین، تعارضات خانوادگی و مثلث سازی در خانواده توسط متخصصان این حوزه مورد بررسی و ارزیابی قرار میگیرد.
نویسنده : سید مصطفی حسینی ، مدیر گروه روانشناسی و مرکز نوروفیدبک نیک مهر
این مطلب را به اشتراک بگذارید
لطفاً در زیر نظر خود را در خصوص این مقاله بیان و اگر سوالی دارید مطرح نمائید.
دنبال چه موضوعی هستید؟
در میان مقالات روانشناسی و علوم اعصاب نیک مهر جستوجو کنید.